محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1084

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

خيارين مغز تخم كدوى شيرين از هريك يك درم و نيم نشاسته صمغ عربى كثيرا تخم خشخاش سفيد از هريك نيم درم ترنجبين را در لعاب بزرقطونا حل كرده صافى نموده باقى ادويه را كوفته و بيخته باب سرشته اقراص سازند و در سايه خشك نموده نكاه دارند شربتى يك مثقال [ قرص طباشير مليّن نافع است از براى حميات صفراويّه عفنه ] قرص طباشير مليّن نافع است از براى حميات صفراويّه عفنه و تقويت معده كند و مسكّن حرارت است و تشنكى بنشاند صنعت آن طباشير سفيد يك درم زرشك منقى يك درم و نيم سقمونياى مشوى غنچهء كل سرخ منزوع الاقماع از هريك يك دانك كوفته و بيخته باب كاسنى تازه سرشته اقراص سازند جمله يك شربت است و در نسخهء معصومى اجزا مساوى از هريك يك دانك و دو درم قند داخل است قرص طباشير ملين بنسخهء سيد اسماعيل در ذخيره كه در حمى حار خطمى ذكر كرده صنعت آن طباشير سفيد عصارهء زرشك از هريك يك درم سقمونياى مشوى غنچهء كل سرخ كثيرا از هريك يك دانك كوفته و بيخته باب كاسنى تازه يا آب عنب الثعلب يا آب كاكنج سرشته اقراص سازند قرص طباشير ملين بنسخهء ديكر صنعت آن طباشير سفيد كل سرخ منزوع الاقماع از هريك پنج مثقال صندل سفيد بكلاب سوده يك مثقال مغز تخم كدوى شيرين سه مثقال مغز تخم خيارين مغز بهدانه ربّ السّوس زرشك منقى صمغ عربى كثيرا از هريك دو مثقال اجزا كوفته و بيخته دو مثقال ترنجبين را در كلاب حل كرده صافى نموده اجزا را بان سرشته اقراص سازند و اكر خواسته باشند كه تليين آن زياده شود ريوند چينى غاريقون سفيد از هريك سه مثقال اضافهء اجزاى آن نمايند مقدار شربتى از آن يك مثقال قرص طباشير بنسخهء دارالشفاى جندشاپور صنعت آن طباشير سفيد چهار درم ترنجبين پنج درم مغز تخم خيارزه مغز تخم كدوى شيرين نشاسته صمغ عربى از هريك سه درم كثيرا تخم خشخاش سفيد از هريك دو درم ترنجبين را حل كرده صافى نموده ادويه را كوفته و بيخته و ترنجبين را در لعاب بزرقطونا حل نموده بان سرشته اقراص سازند شربتى يك مثقال و اين نسخه با نسخهء جمهور اختلافى كه دارد در اوزان است و بس [ قرص طباشير معتدل تاليف آن مرحوم از براى اصحاب سل ] قرص طباشير معتدل تاليف آن مرحوم از براى اصحاب سل و حميات دقيه وقتى كه بانها اسهال مرارى و ذوبانى باشد صنعت آن ورق كل سرخ شش مثقال صمغ عربى نشاسته كل ارمنى كثيرا از هريك چهار مثقال تخم حمّاض طباشير سفيد از هريك سه مثقال تخم خرفهء بريان مغز تخم كدو تخم خشخاش سفيد كهربا مرواريد ناسفته سرطان محرق از هريك دو مثقال كوفته و بيخته بلعاب حب السّفرجل سرشته اقراص سازند شربتى يك مثقال قرص طباشير ملين ديكر صنعت آن طباشير سفيد كل سرخ منزوع الاقماع از هريك پنج مثقال صندل سفيد بكلاب سوده يك مثقال مغز تخم كدوى شيرين سه مثقال مغز تخم خيارين بهدانهء مقشر رب السّوس زرشك منقى صمغ عربى كثيرا ترنجبين منقى از هريك دو مثقال ادويه را سواى ترنجبين كوفته آنچه بيختنى است بيخته و ترنجبين را بكلاب حل كرده صافى نموده ادويهء كوفته را بان سرشته اقراص سازند و اكر تليين زياده مطلوب باشد ريوند چينى غاريقون هشّ سفيد از هريك سه مثقال اضافه نمايند شربتى يك قرص باب سفرجل ساذج [ قرص طباشير منقول از بياض به خط مير مرتضى حكيم ] قرص طباشير منقول از بياض به خط مير مرتضى حكيم كه معزى اليه از بياض به خط نواب حكيم محمّد باقر نقل كرده صنعت آن طباشير سفيد كثيرا زعفران از هريك دو مثقال نشاسته سه مثقال ورق كل سرخ ترنجبين منقى از هريك شش مثقال ترنجبين را در آب حل كرده صافى نموده باقى ادويه كوفته و بيخته بان سرشته اقراص سازند [ قرص طباشير مليّن منقول از منهاج ] قرص طباشير مليّن منقول از منهاج تبهاى محرق و دموى را نافع باشد و تشنكى بنشاند و شكم را نرم كند صنعت آن ورق كل سرخ ترنجبين سفيد پاك كرده از هريك پنج درم نشاسته صمغ عربى طباشير سفيد كثيرا از هريك دو درم زعفران يك درم ترنجبين را باب حل كرده باقى ادويه را كوفته و بيخته باب سرشته اقراص سازند شربتى يك مثقال قوت اين قرص تا دو سال باقى ميماند [ قرص طباشير نافع از براى نفث الدّم و غب خالص و ساير حميّات حاره ] قرص طباشير نافع از براى نفث الدّم و غب خالص و ساير حميّات حاره و قريب است اين نسخه بنسخهء قبل صنعت آن طباشير سفيد زعفران كثيرا از هريك دو درم ورق كل سرخ ترنجبين از هريك سه درم ترنجبين را باب حل كرده صافى نموده باقى ادويه را بان سرشته اقراص سازند لعوق طباشير سل و سرفهء حارّ و حميات حارّه را كه با سعال باشد سود دارد صنعت آن طباشير سفيد چهار درم مغز تخم خيارين مغز تخم كدوى شيرين مغز چلغوزه صمغ عربى دانهء هيل از هريك هفت درم نشاسته كثيرا از هريك ده درم نبات سفيد شصت مثقال عسل مصفّى يك‌صد و بيست مثقال نبات و عسل را بقوام آورده ادويه را كوفته و بيخته با بيست درم روغن بادام شيرين چرب نموده بان بياميزند و لعوق سازند شربتى از شش درم تا ده درم هر روز لعوق نمايند و اكر حرارت زياده باشد عوض شهد ترنجبين كنند و يك درم كافور قيصورى بيفزايند لعوق طباشير بنسخهء معصومى قروح ريه و سعال حار را نافع باشد صنعت آن طباشير سفيد چهار درم نشاسته كثيرا مغز تخم كدو مغز چلغوزه صمغ عربى از هريك هفت درم قند سفيد شصت مثقال اجزا كوفته و بيخته با روغن بادام و عسل بسرشند و مقدار دو مثقال لعوق كنند طباهيج بطاى مهمله و باى موحده اسم كوشتى است كه در روغنها سرخ كنند و كويند مراد از آن كباب شامى است مقوى معده مجفف رطوبت آن و موافق ناقهين قوى المعده و مقوى اعضا و مضر ضعيف الاحشا است [ طبخات ] فصل در بيان نسخ طبخات [ طبخ الثعلب ] طبخ الثعلب و جرو الكلب و حمار الوحش و الضّبعة العرجاء و ابن عرس و امثال اينها نشستن در هريك از اينها نافع است از براى تشنج امتلائى و وجع مفاصل بارد و تعقد مفاصل بارد و وجع ورك و عرق النساى بلغمى و سوداوى و نقرس صنعت آن بكيرند هركدام را كه خواسته باشند و بكشند و زنده بهتر است يعنى همچنين درست با پوست و شكم ناشكافته زنده در ديك اندازند و شبت و نمك بسيار داخل كنند و آن مقدار بجوشانند كه مهرّا شود پس بپالايند و كرم در تغار بزركى يا حوضى كنند و در ميان آن مريض بنشيند تا وقتى كه سرد شود و دو سه روز اول ماه و سه روز ميان ماه و سه روز اخر ماه هر روز از هريك آن سه روز يك مرتبه صبح و يك مرتبه شام بدين نحو عمل كنند و يك طبخ را بيش از سه روز استعمال نكنند و مىبايد كه كفتار نر باشد كه بعون اللّه تعالى نافع است و كفته‌اند كه چون از آب برايند بدن را باب كرم بشويند و از هوا ملاحظه نمايند و بعضى كفته‌اند كه اصل در اين ضبعهء عرجاء پير است و اكر آن نباشد بدل آن روباه يا كورخر كنند و بايد كه استعمال كرده شود اين طبخ بعد از تنقيهء بدن و طبخ ضبعهء عرجاء بنسخ متعدده در آب زفات و طبخ افعى در افعى و طبخ اسود سالخ در اسود سالخ و هم‌چنين طبخ هر دوا در ذيل هر دوا مذكور شد طبخ فواكه مسهل صفرا و بلغم است صنعت آن عناب جرجانى بيست عدد انجير زرد ده دانه مويز منقى سپستان از هريك سى دانه سناء مكى ورق كل سرخ بسفايج فستقى از هريك هفت درم در دو رطل آب بجوشانند تا به نصف رسد بپالايند و شيرخشت خراسانى و ترنجبين و كلقند افتابى از هريك دو درم در آن حل كرده صافى نموده بنوشند و اكر رطوبات غالب باشد تقويت اين طبخ نمايند بسقمونياى انطاكى و اكر حرارت غالب باشد و سرفه نباشد الوى سياه ده دانه و تمر هندى منقى بيست درم اضافهء اين طبخ نمايند [ طبخ مار كوهى ] طبخ مار كوهى نافع است از براى فالج و خدر و استرخاء و تشنج و مفاصل و جذام صنعت آن مرزنجوش بابونه حلبه و حرمل شبت ورق الغار سداب زنجبيل از هريك يكمن مجموع را در نهصد من آب بجوشانند چون به نصف رسد مار كوهى زنده را در آن اندازند و بجوشانند تا مهرا شود پس آن را در تغار كلان يا در حوض كوچك بپالايند و سه من زيتون در آن داخل كرده مريض در آن نشيند و مرّة بعد اخرى چنين نمايد طبخى كه قى بازدارد و معده را قوّت دهد صنعت آن انار دانه ده درم مصطكى نعناع خشك از هريك يك درم در يك رطل آب بجوشانند كه به نيمه آيد و صاف كنند عود و سك از هريك يك درم كوفته و بيخته اضافه كنند و بنوشند